اسپات لایت

خرید بک لینک

فیلم سینمایی «افشاگر» بهپرده برداری از رفتارهای روزنامه گلوبشهربوستون علیه رسوایی جنسی کلیسای کاتولیک و گزارش های متعدد کودک آزاری کشیشان میپردازد. روایت داستان فیلم با تحقیق و تفحص گروهی از خبرنگاران این روزنامه دررابطه با گزارش های کودک آزاری پیش می رود و با افشاگری علیه نهاد کلیسا و نمایشگستردگی این معضل پایان می یابد.

تام مک کارتی ، کارگردانفیلم «افشاگر» تمام تلاش خود را کرده است تا روایت داستان دچار خمودگی و یکنواختینشود. هرچند آنچه که در متن پیش رو برای ما حائز اهمیت است ، تفسیر و تحلیل ابعادهنری این فیلم نیست اما باید یادآور شد که ضرب آهنگ روایت نوسانات زیادی ندارد .البته توقع بجایی نیست که با انتخاب چنین موضوعی ، پرداخت و جزئیات داستانی برارائه شواهد و مستندات پیشی بگیرد.

کودک آزاری و تحمیل هرگونه رابطه جنسی به کودکان ، یکی از تابوهای اساسی رسانه های آمریکایی محسوب میشود. حتی در پرداختی صریح مانند فیلم «افشاگر» به موضوع کودک آزاری با حاشیهپردازی و انصراف از رویارویی بی پرده با مسئله مواجه هستیم. جالب اینجاست کهتقریبا هیچ ارجاع مستقیم و غیر مستقیم جنسی و اروتیک در فیلم به چشم نمی خورد وجدیت فیلم تا حدی بالاست که پرداختن به معضل کودک آزاری مبادا موجب کاستن از قبحآن گردد.

از طرف دیگر استودیویونیورسال به تبعیت از خبرنگارانی که سرگذشتشان را نقل می کند پا در کفش نهادگسترده و همینطور قدرمند کلیسا کرده است. کشیشان کلیسای کاتولیک با تکیه بر زهدفردی و پرهیز از زناشویی ظاهرا سمبل پارسایی و رهبانیت خصوصا در بهره مندی ازلذائذ جنسی تلقی می شوند. با این وصف پرده برداری از اعمال شنیع و حیرت آور کشیشاندر تحمیل خواسته های نا مشروع به کودکان علی الخصوص در موارد هم جنس گرایانه میتواند برای مومنان و وابتسگان به این دستگاه هول انگیز و غیر قابل پذیرش قلمدادشود.

در روایت داستان«افشاگر» مارپیچ سکوت بسیار سنجیده به نمایش در آمده است. گزارش های پراکنده ازاتفاقات پراکنده موجب تداوم معضل کودک آزاری در شهر بوستون و چه بسا در بسیاری ازنقاط مشابه دیگر شده باشد. از یکسو کشیشان صاحب منصب از پیگیری قانونی گزارش هاجلو گیری می کنند ، از سوی دیگر قربانیان این دست حوادث در سنین بزرگسالی ، خصوصامردان، کمتر تمایلی به علنی شدن این موضوع و پیگری قضائی آن دارند. این چرخه انکاریا همان مارپیچ سکوت ذیل روبنای مقدس و معصوم کلیسا پنهان می ماند و کماکان قربانیمی گیرد.

نخستین بینشی که مککارتی با جدیت تمام سعی در تفهیم آن به مخاطب دارد نقش و اهمیت اقشار آگاه طبقهمتوسط آمریکایی در کشف و افشای معضلات اجتماعی است. در این رویکرد نهاد دین ، دراینجا کلیسا، به خودی خود توانایی اصلاح و درک معضلات دامنه دار اجتماعی بر آمدهاز خود را ندارد. از سوی دیگر نظام بروکراتیک قانونی چابکی و تمایل پرداختن بهمسائل این چنین را ندارد ، چرا که از یکسو متاثر از نفوذ سازمانی دین در امان نیستو از سوی دیگر نظامی آگاه و دغدغه مند نسبت به مسائل اجتماعی نیست . و آخرین مورد، قربانیان حوادث این چنینی که البته سازمان های مردم نهادشان نیز در فیلم بهنمایش درآمده اند، به دلیل واهمه از انگ خوردن و البته آسیب دیدگی توانایی پیگیریمطالبات اجتماعی خود را ندارند و در رفع معضل عاجزند. اما نقش گروهی از روزنامهنگاران که با دغدغه ای فراتر از کار روزمره به پیگیری کودک آزاری در شهر خود میپردازند و با تمام سازمان های پیشرو به معارضه می پردازند،(گاهی رشوه می دهند ،گاهی اسناد را می ربایند و تقریبا همه این اعمال انحراف هایی خفیف و قابل اغماضتلقی می شوند) مهم تر از سایرین تلقی می گردد.

بینش دومی که در فیلم بهمخاطب منتقل می شود ، نقش قدسیت نهاد کلیسا در تحمیل خواسته های غیر مشروع است.یکی از قربانیان کودک آزاری با حالتی بر افروخته می گوید آن حادثه (تجاوز) برای منتنها امری مادی و فیزیکی تلقی نمی شد، بلکه من از نظر روحی و معنوی مورد تعرض واقعشده بودم. در حقیقت کارگردان در راستای پرداخت به مسئله کودک آزاری و فساد جنسیکلیسا گریزی هم به مسئله تقدس و قردت نهاد دین می زند و مسئله را مبنایی تر در نظرمی گیرد. نمی توان به سادگی «افشاگر» را فیلمی ضد دین عنوان کرد ، اما بی شک نقدودغدغه ای که از پلان های مختلف فیلم برداشت می شود محدود به معضل کودک آزاری نیستو باید گفت که فراتر از آن است.

اما مورد آخر پرسشی استکه مخاطب «افشاگر» می تواند آن را از خود بپرسد و شاید منجر به بینش سومی شود کهتا اندازه ای انتقادی تر است. آن هم اینکه هرچند نظام ارزشی کلیسا و اعمال دور ازاخلاق ایشان نقد و محکمه ای عادلانه را اقتضا می کند که جز با پیگیری عدالت آن هماز مجرای دغدغه های فردی امکان پذیر نیست اما آیا نظام ارزشی دیگری در فیلم بهخورد مخاطب داده نمی شود که خود استعداد نقد داشته باشد؟

در این مورد باید گفت کهاتفاقا فیلم «افشاگر» بسیار ارزشمدار و البته در این مورد جدا صریح است. مثال قابلتوجهی که از شدت اغراق مرا به خنده واداشت یکی از قربانیان همجنس گرای کودک آزاریبود. در این مورد وی شخصی بسیار عصبی و با اعتماد به نفس پایین به نمایش در آمدهاست که به دلیل آمیزش غیر متعارفی که با یک کشیش در سنین کودکی داشته است دچارهیستری و رفتارهای غیر عادی شده است. تنها خبرنگار زن گروه با وی مصاحبه می کند ودغدغه های همجنس گرایانه وی را با ابراز صمیمیت پیگیری می کند و تا جایی که میتواند او را دلداری می دهد. در ادامه چندین دایلوگ همجنسگراینه زائد در روند فیلمگنجانده می شود. گویا کارگردان هرلحظه واهمه دارد که مبادا پرداختن به تابوی"کودک آزاری" لحظه ای از قداست و حق مسلم همجنس گرایان بکاهد.

در مجموع فیلم «افشاگر»را می توان تحسین کرد، چراکه در بیان دغدغه ای اجتماعی تمام تلاش خود را مبذولداشته و تا جایی که توانسته در بیان داستان به قواعد جهان واقعی وفادار مانده است. ارزش این مورد زمانی بیشتر به چشم می آید که در مرور آثار معاصر ، می بینیم فیلمهایی چون «افشاگر» در هالیوود بسیار نادر و انگشت شمارند.

سیّد محمّد زرهانی

تردید...

ما را در سایت تردید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1397 ساعت: 12:30

صفحه بندی